اتـاق آبـی


نمي‌دونم دنبال چه چيزي هستم. يك جامعه ايده‌آل، جامعه‌اي كه در اون همه چيز سر جاي خودش باشه. جايي كه همه چيز و همه كس درست كار كنند. اونوقت نتيجه چطورمي‌تونه باشه؟ اگه آدمها بدونند كه مناسبات كاري يك حرفيه و مناسبات دوستانه يك بحث ديگه است و نبايد اين دو همديگر رو تحت تاثير قرار بدهند چقدر عالي بود. چقدر خوب بود اگر مي‌دونستند كه لطفي كه بنا به مناسبات دوستانه در حق كسي انجام داده مي‌شه رو نبايد با مسايل و قوانيني كه در مورد كار و در محيط كاري برقراره قاطي كرد.

مي‌گه: اِاِاِاِ ..... ظاهراً در مورد محل برگزاري جلسه شركت اشتباه شده.
مي گم: ظاهراً نه ، واقعاً ... در ضمن اين چه جور جلسه‌اي كه آخرين عضو تا اين لحظه كه چند ساعت از زمانش گذشته از وجود اون اطلاعي نداره.
مي گه: خب اين كه كاري نداره. هرجا كه بود مي‌كشونديم و مي‌آورديمش ديگه.
مي گم: راستي!؟ چه‌جوري و از كجا؟؟ از جايي كه دعوت داره. من كه مي‌دونم شماها حتي تا همون ساعت جلسه هم دستتون خالي نبوده و اصلا نمي‌تونستيد آماده بشيد، اونوقت من رو براي تشكيل اين جلسه تحت فشار قرار مي‌دهيد ( تمام حرفهاي قبلي و اونچه كه در مغزشون مي‌گذره و من مي‌تونم به راحتي اون رو بخونم از ذهنم مي‌گذره. مي‌دونم كه اين تعيين ساعت جلسه هم براي بستن دهن من بوده و اونها تا الان، همونطور كه خودش اعتراف مي كنه و حتي همون ساعت كذايي هم داشتند كار خودشون رو مي‌كردند و توي دلشون مي‌گفتند، كاش نياد كه اين كار امروز تموم بشه ... )
مي گه: شرمنده، خب حالا كه اتفاقي نيافتاده ...

آيا واقعاً اتفاقي نيافتاده. فكر مي كنند كه هميشه به راحتي مي‌شه از همه چيز گذشت. ما با هم دوست هستيم مگه نه، ( البته چيزي كه اونها فكر مي كنند و نه من) . پس دوستها بايد راحت از اشتباهات صد بار تكرارشده هم بگذرند ... اتفاقه و پيش مي‌آد ديگه ...

ولي مشكل ما در ايران همينه. بعد از يك مدت كه كار كردي و ارتباط دوستانه‌اي بوجود آمد ديگه نمي‌شه تحكم كرد. ديگه نبايد باز خواست كرد. ديگه نبايد ديگري را براي انجام دادن كار در شكل درستش تحت فشار قرار داد. مگر يك دوست مي تونه به دوستش از گل نازكتر چيزي بگه. اينجا بايد از ايجاد ارتباطات دوستانه ترسيد، چون باعث مي شه كه آدمها كمتر احساس مسئوليت كنند و فكر كنند كه هر كاري با هر درجه از اشتباه هم قابل بخشش است و اگر هم نبخشي، تو آدمي هستي كه قدر لطف و محبت رو نمي‌دوني، انعطاف پذير نيستي و ...

دارم به آهنگ مود علاقه‌ام گوش مي‌دم ولي اصلا از اون لذت نمي‌برم. ظاهراً من انتظار بيجايي از يك محيط كاردارم. و خيلي ايده‌آل فكر مي‌كنم ... البته ظاهراً نه، ... واقعا.ً

نوشته شده در ٢٤ فروردین ۱۳۸٢ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ توسط رها نظرات ()


Design By : Pichak