اسير نشانه‌ها

نمی‌دونم زندگی آدم‌ها چرا اينقدر پر از تصادفات عجيبه. يک‌بار بهنام يکی از دوستان بسيار عزيزم اينجا به اين مسئله اشاره کرد که اين مثل يه نوع " تله پاتي" می‌مونه. حس چيزي كه در نظر اول نامربوطه ..

در گذشته يکی دوبار اسم‌های خاص رو در گوگل سرچ کرده بودم که ببينم آيا مقاله‌ای، مطلبی يا خبری در موردشون هست يا نه و جواب‌های جالبی گرفته بودم. ديشب خيلی تصادفی بعد از مدت‌ها شايد بهتره بگم سال‌ها ... چون فقط به دلم افتاده بود اسمش رو برای جستجو نوشتم و اينتر ... دو تا لينک اومد. همون اولی بود. واردش شدم، نه البته که اشتباه نکرده بودم. يک برنامه‌ی آموزشی مربوط به يک شرکت بود که ... و برام اصلا باور کردنی نبود. قرار بود برای يه دوره‌ی ۵ روزه بياد و البته سه هفته قبل هم اومده بوده. چرا هر وقت به ياد کسی می‌افتم بايد يه جوری از يه جايی پيداش بشه. نمی‌دونم برای چی. چه سودی برای من داره. می‌خواد دلم بسوزه که هيچ‌کاری نمی‌تونم بکنم.

تابستون سال ۸۰ بود. توی جمع فاميل مغموم و بی‌حوصله نشسته بودم و در سکوت و بی‌توجه به حرف‌های اطرافيان چشمم رو دوخته بودم به صفحه‌ی تلويزيون که داشت با ريموتی که دست عموجان بود کانالاش پشت سر هم عوض می‌شد و آخر برای کمتر از يک دقيقه روی کانال ۶ متوقف شد. اما همون چند ثانيه برام کافی بود. گوينده‌ی خبر داشت اعلام برنامه‌ی هفتگی می‌کرد و اسامی مهمانان را برای گفتگو. چشمم روی جدول قفل شد. برای اين‌که مطمئن باشم که اشتباه نکردم اون اسم رو در همون چند ثانيه بارها و بارها خوندم. درست بود. آهان چه روزيه، دوشنبه ... موضوع .. اين سومين باری بود که می‌تونستم ببينمش بدون اين‌که اون دخالتی داشته باشه. اين يعنی چي؟ خدايا چه پيغامی برای من داری که از درکش عاجزم. يا شايد همه‌ی اينها يه يادآوری هستند که چی ... متوجه‌ی راههايی باش که من جلوی پات می‌گذارم. راه‌های قبلی رو نرفتی يا از نصفه برگشتی. اين‌بار می‌خوای چه کار کنی ... و من به کمک بی‌دريغش نيازمندم.

/ 9 نظر / 5 بازدید
قانون جنگل

لام والا چي بگم ....پس راسته كه مي گن دنياي كوچكيه.........خوشحال شدم فعلا

کامیار

سلام.دلتنگيهايت را به باد بسپار شايد....از آشنايی با شما خوشحالم.منتظرتم.يا علی

بهنام

سلام و :) و ممنون ... بازم آدم خودشه که بايد بفهمه : نشانه ای ، آيا نشانه است ؟ ...و يا چون من دنبال نشانه هستم : نشانه خواه هستم ...و چيزی را نشانه می دانم ... می دونی : بارها در تفسير نشانه ها اشتباه کرده ام ... و در ضمن ، راست می گی ... يه جورايی آدم ها اسير نشانه ها هستند ... حال نشانه های زمينی و زبانی و کد هايی که در ارتباطات با محيط به هم می دهيم و می گيريم ... و چه نشانه هايی از ماورا ... صحبت جای دور نره : فقط می دونم تا حدی انسان مثله يک ديش عمل می کنه ... روی هر چيزی زوم کنه ( خودآگاه و يا ناخودآگاه ) امواجی ، نشانه هايی : دريافت خواهد کرد .. و خب در بعضی آدم ها اين گيرندگی ، قوی تر است ... اما : امان از تفسير درست نشانه ... معمولا وقتی زمان را از دست می دهيم ، می فهميم منظور اصلی چقدر متفاوت بوده با تفسير ما :) ... و يه : راستی ديگر ... راستی : چی التهاب شيرينی داشت کلماتت :) ... هم شیرین و هم آدم رو از فضولی می کشه :))شاد و سلامت و شاد و موفق و شاد و رسيده و رساننده باشی : دوست گرامی و خوب ... با اجازه ... در پناه خدا

بهنام

اين هم جمله ای از نوشته ی قبلتون : « ...همه چيز رو و هربار انگار نگاه جديدی به آن‌ها پيدا کرده‌ام » ... بازم با اجازه

Solh

همـــــــوطـــن فـــــريــــــاد: اعتراض کانون وبلاگ نـويسان ايــران به دستگيـری نجمه اميـدپرور نويسنده وبلاگ طلوع آزادی و همسر محمد رضا نسب عبداللهی وبلاگ نويس زندانی به تاريخ 10 اسفند توسط نيروهای وزارت اطلاعات رژيم طالبانی بازداشت و به زندان انتقال داده شد. با توجه به سابقه دستگيريها و شکنجه های وبلاگ نويسان قبلی شکنجه و آزار و اذيت نجمه اميدپرور که باردار نيز می باشد بسيار جدی است. پن لاگ اعتراض و نگرانی شديد خود را به دستگيری اين زوج وبلاگ نويس و همچنين سرنوشت تمامی وبلاگ نويسان در بند اعلام می دارد و خواهان آزادی بی قيد و شرط نويسندگان مزبور است. لازم به يادآورست که آرش سيگارچی،مجتبی سميعی نژاد،مجتبی لطفی از وبلاگ نويسان و وب نگاران، همچنان در بند می باشند. ما از تمام آزاديخواهان و فعالان حقوق بشر خواهان حمايت و پی گيری وضعيت وبلاگ نويسان در بند می باشيم. کانون وبلاگ نويسان ايران

سيمياگر

باز هم اينم خيلی خوبه که می تونی از گوگل ردی يا نشونی برات برسه با ذکز نام . نه مثل من که فقط اخبار يه کشور اروپای غربی برام مثل نشونه ميمونه . خوش باشی

لیلا

رهای عزيزم! خيلی عجيب است که من متوجه به روز بودنت نشده بودم ... ببخش نازنين با تاخير آمدم... هر بار همين متن پائينی توی صفحه بود ... من هم به نشانه ها معتقدم ... و به نظرم هميشه وجود دارن اما برای ديدنشون بايد دقيق بود بايد از همه ی حسها کمک گرفت ... ما خودمون هم خيلی وقتا واسه ديگران نشانه ايم ... من حتی به کاغذ پاره ای که تو خيابون هست دقت ميکنم مطمئنم که اگر اونجاست بی دليل نيست ...

limuiy

نشانه ها اينا همش نشانس... کتاب کيمياگر پائلو کوئليو رو بخون.برات خوبه عزيزم..

بهنام

سلام رهای گرامی ... سال نو بر شما مبارک و متبرک شود ... و تمام سال تان سرشار چون بهار و تمام نشانه ها : خوب به تعبير پا گذارند ... شاد و سرافراز و سلامت باشی دوست خوب و مهربان من ... رها شوی و رهاکننده شوی