دکتر کمال‌الدين جناب

نابرده رنج گنج ميسر نمی‌شود              مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

با ديدن برنامه‌ی تلويزيونی امروز ياد بابام افتادم و دلم به شدت برايش تنگ شد، بيشتر از هر وقت ديگه. راستی من هنوز هم دختر فيزيک بابام هستم.

/ 5 نظر / 9 بازدید
faryad

سلام...وبلاگ خوشگلی داری...من هم بيشتر اوقات دلم برای مادر و پدرم تنگ ميشه اما حيف که وقتی ميری ديگه برگشتی نداری...و پدر به روشنی کوچيد بدون اينکه بگويد خدانگهدار...و مادر صدايش روح باران بود...موفق باشی

حميدرضا

سلام. شاد باش . اگه نو هميشه به ياد کسی باشی مطمئن باش که اون هميشه همراه تو هستش. به من هم سر بزت. خوشحال ميشم.

نرگس شقایق قاصدک

درود رها جان ..... انگار همين ديروز بود که اومديم و چه زود همه بايد بريم ...... همش فکر رفتنم....... رفتنی برای ابد ....... مرسی از حضورت و ببخش که دير به دير سراغت ميام ........ اوضاع خوبی نيست ...... محتاج دعا هستم همسايه ...... فراموشم نکن ......... امسال هم مراسم داشتيم برای فروغ و مثل پارسال جای شما خالی بود ....... همواره شاد و سربلند باشی و مانی ......... در پناه مهر

واثق

دوست عزیز سلام. از لطفتون خیلی خیلی ممنونم. بسیار خوشحال شدم که تشریف آوردید به خصوص اینکه اینبار آپدیتم رو اطلاع ندادم.عذر خواهی من رو هم به خاطر کوتاهیم بپذیرید. همیشه به اینجا سر میزنم و لذت میبرم چرا که یه حس مشترک که یک غم پنهان هست در اون میبینم. سلامت و پیروز باشید

امیر

سلام نمی دونم چی بگم!چون توی جریان نیستم فقط امیدوارم هر جا که هستی سلامت و خوشبخت باشی BYE