شهریور ماه من رسید

دوست دارم اینجا بنویسم، چون امروز اول شهریور و این ماه برای من چیزی فراتر از تنها ماه آخر تابستان است. گرچه این مساله قطعاً تاثیرات خود را بر اين حس خاص من داشته است. مدت‌‌هاست که پاییز آمده، همراه با بادهای سرد و آسمان تمام ابری با وسعتی بی‌انتها و عظيم. اما شهريور اين‌جا بوی مهر نمی‌دهد. پاييز اين‌جا برگ‌های رنگارنگ چنار را کم دارد، هنوز زود است. اما بارانش هميشه هست و اين پنجره را سهمی از ضربه‌های قطرات درشت باران. اما از این‌جا که هستم، پنجره‌ای دارم رو به پهنای وسیع آسمان و می‌توانم گستره‌ی افق را تا دوردست‌ها ببینم، همان‌جايی که سپيده‌دمان خورشيد با انوار طلائيش مرا به بيداری فرا می‌خواند و يک روز آفتابی دلپذير را نويد می‌دهد. آری پنجره‌ای گشوده به افق شرقی که هر روز بی‌صبرانه منتظر طلوعی ديگر است، مرا که عمری عاشق غروب بوده‌ام، شيفته‌ی طلوع کرد. پنجره‌ای رو به چشم‌اندازی از شهر، اين شهر غريبه‌ی دير آشنا که عصر هر روزش چون غروب جمعه‌ها دلگير است. پنجره‌ای که تصوير حبس شده‌ام هر روز با فرو رفتن آفتاب به من سلام می‌کند. من صاحب قاب این پنجره‌ام برای مدتی کمتر از یک هفته و بعد این اتاق باید خودش را برای خوش‌آمدگویی به صاحب جدید آماده کند. امیدوارم که با رفتنم حس من نیز از این‌ فضا برود و دیوارها با شادی صاحب تازه‌ی خود را احاطه کنند.

به یاد شهریور سال‌هایی که بی‌صبرانه منتظرش بودم و این انتظار گاه همراه با شور و شعف، گاه با دلتنگی، گاه با احساس تاسف و گاه با دلهره و نگرانی همراه بود. شهریور را برای تمام آن‌چه که در طول زندگی‌ام به من هدیه کرده است، دوست دارم. شهریور را برای تجربه‌ی مجدد آن حس ناب انتظار می‌کشم. شهریور را برای آن‌که هم پایان است و هم آغاز و من هم چنان آرزومند آن کشور و سلطنت مطلوب* ...
 
این هم شهریور در ویکی پدیا:

شهریور، ششمین ماه سال خورشیدی است و دارای ۳۱ روز است.

"در مزدیسنا زندگانی عبارت است از طی مدارج سعادت و کمال در این جهان و از پرتو آن به ساحت قدس پروردگار پیوستن در جهان دیگر. (هفت مرحله روحانی- پیروی و کمک خواستن از امشاسپندان)

وهوخشترا (شهریور) شهریاری و مملکت نام یکی دیگر از (سومین) امشاسپندان می‌‌باشد.

در اوستا "خشترو ییریه"، در پهلوی خشتریور و در فارسی شهریور می‌‌گویند. جزء اول این واژه به معنی شهریاری و مملکت آمده است. کلمه شهر از "خشتر" آمده و در قدیم نیز از خود کلمه شهر، مملکت اراده می‌‌شد. جزء دوم این کلمه صفت است به معنی آرزو شده که از "ور" مشتق شده.

* شهریور را به کشور آرزو شده یا سلطنت مطلوب می‌‌توان ترجمه کرد. بسا در اوستا از شهریور کشور جاودانی مزدا اهورا، سرزمین فنا ناپذیر و بهشت برین اراده گردیده است؛ آنجا که مقام خود اهورا است و انسان باید چنان زندگی کند که پس از مرگ شایسته این مملکت باشد.

شهریور سومین امشاسپندان می‌‌باشد و در عالم روحانی نماینده سلطنت ایزدی، فر و اقتدار خداوند و شهریاری مطلقه مزدا اهورا است. در جهان مادی نگهدار فلزات و دستگیر فقرا (به کار بردن نیک دارایی - دستگیری نیازمندان)
 


یک غروب دل انگیز در انتهای یک روز بارانی سرد

غروب اول شهریور ماه ۱۳۸۵ (نمايی از پنجره‌ی روبرو به اتاق من - افق غربی)

/ 7 نظر / 35 بازدید
امیر

سلام خوبيد؟ بايد راجع به خودم بنويسم گفته بوديد که نتونستيد نوشته های اون پست رو بخونيد ولی بايد بگم که اونجا اصلا چيزی برای خوندن نبود! چيزهای زيادی برای نوشتن داشتم اما نميتونستم بنويسم. می دونيد شما در تمام اين يکسال به وبلاگم سر زديد تغريبا برای همه ی پست ها نظر گذاشتيد با وجود اينکه من شما رو از نزديک نمی شناسم (و این خوبه) می دونم که قدرت درک بالايی داريد راستش رو بخويد دلم می خواد باهاتون حرف بزنم و اتفاقاتی که نوشته های اون وبلاگ ازش آب می خوره رو براتون تعريف کنم دلم می خواد يکی که منو نمی شناسه در موردم قضاوت کنه می خوام بدونم که من واقعا يه آدم درستم يا فقط ادای خوب بودن رو در ميارم می خوام بدونم چقدر تا حالا اشتباه کردم اگه بتونم به واسطه ی اينترنت باهاتون صحبت کنم خيلی خوب می شه البته نمی خوام مزاحمتون بشم من از مشغله های شما که زياد خبر ندارم بهم خبر بديد واقعا ممنونم به خاطر اين يکسال! فعلا خداحافظ

باربد آذربد

سلام/ شهريور ماه هم رسيد/ اما هنوز جای تو خاليست ...

آراد

سلام دوست عزيز/ حس چند ساعت پيشم را تازه کردی/ در فکر سالهای نه چندان دور بودم که با آغاز اين ماه دل پر از هيجان بود و از خوب و بد آينده می ترسيد/ راستی چه اتاق با صفايی داری / می چسبه برای .... موفق باشی

سلام. اول از همه راجع به عکس غروب که خيلی زيبا بود. اتاقتون خيلی منظره زيبايی داره. حسوديم شد! مدتهاست که نه طلوع را دیده ام و نه غروب بعد هم اينکه اين مدت اصلا نرسيدم بنويسم اما به زودی حتما خواهم اينکار را نمود!

simiagar

سلام .... شهريور ماه گرم بی آب .... من زمستون رو ترجيح ميدم راستی تولدت تو شهريوره؟ بدر هر صورت تولدت مبارک

لی لا

وااااااااااااااااااااای يه عالمه نوشتم پريد :( اه ... کلی در مورد اون پست قبلی نوشتم :( ای بابا... حسم خراب شد... ولش کن...

ايمان

شهريور ماه شما . اينجام اومده . .اما منظرش خيلی فرق داره