!! بی ربط

۱. امروز هر وبلاگی رو می‌خونی از فوتبال نوشته و بازی ايران و مکزيک و البته باخت ما. خب اين وبلاگ هم مثل هر وبلاگ ديگه. اما اصلاً حوصله ندارم که در مورد اين که چی شد و در چه شرايطی ديدم و چقدر حرص خوردم بنويسم. ديدن فوتبال، ابراز احساسات کردن براش و بالا و پايين پريدن‌هاش، همراه با کسی که نمی‌دونه اصلاً فوتبال چند دقيقه است جداً ديدنيه. ولی کلی ياد گذشته کردم. اون موقع که دانشگاه بودم و بازی ايران و آمريکا رو از راديو گوش می‌دادم. چون شب امتحان بود و هيچ فرصتی نبود که مثل بقيه‌ی دوستان در اتاق تلويزيون ابراز احساسات کنم و ساختمون رو رو سر بقيه خراب کنم. اون روز بازی ايران و استراليا هم که جای خود دارد و هيچوقت حس اون روز تکرار نخواهد شد.

۲. امتحان‌ها تموم شد، فوتبال هم فرداش شروع شد. خوبه که با هم تلاقی نکرد. چون سابقه‌ی من به شدت خرابه، اين که امتحان رو ول می‌کنم و می‌شينم پای فوتبال و از کار و زندگی می‌مونم. خصوصاً وقتی که کلاً از هر چی درس و امتحان باشه خسته شده باشی. "I am really sick of this term"

۳. کافيه دو روز پشت سر هم آن لاين بشی و ببينی که چه کسانی از ليست دوستات ميان و ميرن و حتی نبينی چون invisible هستند، گرچه تو هم تا حالا بوده‌ای. چه کسانی به اين پيغام busy که جلوی اسمت گذاشتی اهميت می‌دن و چه کسانی اهميت نمی‌دن و برات پيغام می‌فرستند. اما چه پيغام‌هايي، از هر پنج خطی که تو نوشتي، يک کلمه و يا يک اسمايلی. يکی نيست بگه تو که حال نداری بنويسي، آخه چرا پيغام می‌فرستی. تا به حال در مورد تو چند بار قول خودم رو شکستم. يه بار ديگه!

۴. با اين که ترم تموم شده هنوز پس لرزه‌هاش هست. يک تجربه اما به بهای سنگين. چه فايده، چون الان ديگه فرصتی برای جبران کردن نيست و دليل هم برای کسی نمی‌شه آورد، چون برچسب اين‌که گروه خوب مديريت نشده بهت می‌خوره. البته گروه اصلاً‌ مدير نداشته. اصلاً اين ... ها قابل درک نيستند، حداقل برای من. پيغام و پسغام و ايميل پشت سر هم برای يک عضو گروه که از اول ترم تا حالا کاری نکرده و از عهده‌ی تنها کاری که بهش محول شده هم بر نمی‌آد که يک گزارش بنويسه. يعنی اين با چه فکری جواب ايميل‌های من رو نمی‌ده. اين که چرا گزارش رو برای مطالعه برام نفرستاده، که چرا موقع تحويل گزارش سر قرار حاضر نشده، چرا گزارش اين‌قدر ناقصه و تو می‌دونی که تا به حال هر چی بهت گفته مبنی بر اين‌که کلی روش کار کرده دروغ بوده، به اين خاطر که گزارشی که در نهايت می‌بينی برای يک Native کار يک ساعت هست و نه بيشتر. در حالی که گفته از اون هفته داره روش کار می‌کنه ولی هيچ کاری از دستت برنمی آد. در عين حال نمی‌خوای به حرف بقيه هم‌کلاسی‌ها هم گوش بدی که می‌گن اون تا به حال بهت دروغ گفته، چون به اون‌ها هم اعتماد نداری چرا که اون‌ها در شرايطی باهات رو راست نبوده‌اند. "I am really sick of this term"

۵. تصميم گرفته بودم نگذارم به روز کردن وبلاگم بيشتر از يک هفته طول بکشه. اما الان دو هفته شده. ديگه تکرار نمی‌شه.

/ 9 نظر / 3 بازدید
ard

راستی اول شدم

ard

سلام دوست عزيز/خوش به حالت که امتحاناتت تمام شده / من از روز يکشنبه بدبختی هام شروع ميشه به جز يکی البت امتحان سخت ديگه ای ندارم ولی از فوتبال ها نمی تونم بگذرم/موفق باشی و سرفراز

شفق

سلاممممممممممم.... من منتظر پی امت هستم! راستی آی دی ات رو هم ندارم. ----- اينم يه کامنت ِ بی ربط

شفق

mehreshafagh2 آي دی ِ منه.

شفق

راستی قبول داری تماشای فوتبال تو شب امتحان يه مزه ي دیگه داره ؟

لی لا - آبی آسمانی

اين پستت برام استرس زا بود ... منو ياد چيزائی انداخت که دوستشون ندارم اما مثل يه حقيقت بد هستن...

اميد

بعله ِ بد روزگاری شده است .

simiagar

ما ايرانيها جون به جونمون کنند کار گروهی اصلآ