طوفان فرو نشست

طوفان‌زده نگاهی به دور و بر خویش انداخت. تخته پاره ای که خود را به آن آویخته بود، در گوشه ای افتاده و الان چیزی جز یک شیء بی مصرف به نظر نمی رسید. آنرا برداشت و به طرف دریا پرتاب کرد. دیگر چیزی وجود نداشت که او را به دنیایی که از آن آمده بود، پیوند زند. همانطور که به دریا خیره شده بود، سعی کرد تا گذشته را به خاطر آورد. بیهوده بود. دستهایش را در جیبهایش فرو کرد، پشت به دریا کرد و دور شد. طوفان دیگری در انتظارش بود.

/ 10 نظر / 8 بازدید
Behnam

چرا طوفانی ديگر؟... شايد يک زندگی ديگر... رها ، بايد شخصيت های داستان و زندگی را هم رها کند تا ،با گذشته ای طوقان زده ، آيندهای ذر هراس نداشته باشند. قلمت سبز و خانه ات هميشه آبی

محمد

سلام؛ خيلی خوشحالم کردی سر زدی چند وقت بلاگت خراب بود نميومد فکر کردم خدای مکرده اتفاقی افتاده باشه که کامنت گذاشتی ... مطالب جديد رو همه رو خوندم همه اش جالب بود اول يه خواهشی بکنم که اين اسکریپت دنبال کننده موس رو اگه اشکالی نداره بردار چون ... بگذريم اما مطالبت همه جالب بود خصوصا مطلب زمان که مورد توجه منه رمان کوه جادو نوشته توماس مان اين مسئله رو به شکل اعجاب آوری توصيف کرده... موفق باشی بازهم سر بزن من لينک شما رو دارم برای همين هميشه سر ميزنم... بدرود

picasso

هميشه طوفان بد نيست ...

smh

سلام .... بهترين چيز رسيدن به نگاهی است که از ...... .يا زهرا (س).سيد مهدی.

صادق

با سلام...به دريا شکوه بردم از شب دشت/از آن عمری که سخت سخت بگذشت/به هر موجی که ميگفتم غم خويش/سری ميزد به سنگ و باز ميگشت...همين!يا حق.

گرافیست

... جالب بود و طوری که هزارحرف توش داره ... براتون آرزوی موفقيت ميکنم

soofi

هو ...آفرين جالب بود ..فضا سازی خوبی داشت...يا حق

الهام

سلام : محتاجيم خيلی هم زياد.

نيروانا

رهای مهربانم سلام ...ممنونم که هميشه به ياد من هستی .نمی دانم چه علتی داشت وليکن من نمی توانستم پنجره وب سايتت را باز کنم .کوتاهی نکردم دوست عزيز .هميشه به ياد شما دوستان بهتر از آب روان هستم...خوبترين روزهای زندگی همراه با شادمانی و کاميابی در انتظارت باد...در پناه حضرت دوست !

نيروانا

دريا هميشه پس از طوفان بسيار آرام و زيباست ، پس از چه روی طوفانی ديگر ؟...