چهارشنبه عزيز .... !!

بالاخره رسید.

امروز روز 13 رجب، روز تولد حضرت علی است. وای که چه احساس مطبوعی دارم. بعد از این که هر سال فوت و شهادت و عزا با امروز مقارن می شد، امروز این تولد عزیز ... چه روزی بهتر از امروز می تونه آغازی برای یک زندگی باشه. امروز روز تولد منه و من برخلاف همیشه حتی ذره ای اهمیت نمی دم که کسی امروز رو به خاطر داره یا نه. امروز روزیه که من به خیلی چیزها فکر می کنم و یا باید فکر کنم. امروز روز عهد و پیمانه، روز آغازه، روزیه که افسانه شخصی من رنگ و بوی دیگه ای به خودش می گیره. آره، افسانه شخصی ... مدتی بود که کم رنگ شده بود. خاک خورده بود، غبار زمان روش رو گرفته بود و اون رو تیره و تار کرده بود. اما حالا مثل وقتی که آدم صندوقچه شخصی خودش رو باز می کنه تا با دیدن یادگاری ها و چیزهایی که متعلق به زمان و مکان دیگه ای هستند، خاطراتش رو مرور کنه. گاهی اوقات در مورد خاطراتم دچار تردید می شم. که آیا من واقعا این لحظه ای رو که تصور می کنم، درک کرده ام یا این فقط قدرت تخیل منه که چنین لحظه هایی رو تصور می کنه. اما این یادگاری ها ... حرف دیگه ای دارند. درسته امروز متعلق به منه. امروز بهترین روز ساله.

بوی پاییز رو می تونم به خوبی احساس بکنم. بادهای پاییزی و خنکی مطبوع هوای شباهنگام و سپیده دم ... از تصورش هم ذره ذره وجودم مملو از شور و شعف می شه. روزهای پایانی شهریور همیشه برای من یادآور خاطراتی بوده که شیرین یا تلخ هستند و من همیشه منتظر رسیدن شهریورم. چون برای من مقدمه خیلی چیزهاست. مقدمه پاییز، مهر، آفتاب، عشق ... آفتاب پاییزی ...

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
picasso

سلام خانوم تولدت مبارک .

ستاره مشرقي

ولی من با اين که بايد فقط به امروز فکر کرد مخالفم !. فردا خيلی مهم تر برای فکر کردنه !!. به انديشه ی فردا باش !

Farzaneh

سلام...شهريور برای من هم هميشه آغاز بوده ...هميشه منتظرم يه افق تازه تو زندگيم بوجود بياد وقتی که هوای شهريور رو حس ميکنم...

حمید

سلام. از کدوم موضوعی که مطرح کردم؟ کدام حقيقت يا به همين سادگی؟ منتظرم. موفق باشيد.

گرافیست

سلام :) تولدتون مبارک چرا نگفتين بهم :( که واستون تولد بگيرم؟ موفق باشيد هميشه همه جا تو زندگی :)

محمد

سلام اطاق آبی؛ دل من ميخواهد گل و ريحان و گياه بهم آويزم و احساس ترا درک کنم... چه چيز شهريور افسانه شخصيت را بيدار ميکند هر سال ايا افسانه شخصی تو در زمستان به خواب زمستانی ميرود؟ اميدوارم که افسانه شخصيت هميشه بيدار باشد... اگر بيايی صبح ترم ميکنی من همانم که دقيق ميخوانم ليک هرچه ميخوانم بيشتر ميفهمم که کمتر ميدانم ... بدرود.

smh

يا علی گفتيم و عشق آغاز شد.يا زهرا (س).سيد مهدی.

simiagar

سلام . نمی دونم چرا ولی من اصلآ از پاييز خوشم نمی آد منو ياد مدرسه ميندازه!! اه!

صادق

با سلام...از اينکه مدتی نبودم تا به دوستانی چون شما سر بزنم و وبلاگ خودم هم دست نخورده مانده بود عذر ميخواهم...چون معتکف دير بودم...راستی...من نيز که در بيست و ششمين روز از ششمين ماه سال به دنيا آمدم...بوی پاييز را بيشتر حس ميکنم...همين!يا حق.

صادق

گه معتکف ديرم و گه زاهد خانه...يعنی همه جا عکس رخ يار توان ديد...همين!يا حق.