وبلاگ خاک خورده من

شروع این وبلاگ بر می‌گردد به اسفند 81، یعنی این وبلاگ قدمتی دارد نزدیک به 16 سال. یعنی سنی دارد به اندازه یک آدم 16 ساله. یعنی وبلاگ اتاق آبی الان یک دختر 16 ساله است. تصور گذشت این همه زمان از جهاتی سخت و از جهاتی عجیب به نظر می‌آید. همه‌اش از یک سرچ ساده شروع شد. به یاد وبلاگ قدیمی و خاک گرفته‌ام افتادم. چیزهایی که فراموش شده بودند. چرخیدم و چرخیدم، مطالب را خواندم، دنبال آدم‌ها گشتم، دنبال دوستان قدیمی که الان هیچکدام دیگر نمی‌نویسند. حتی دنبال نوشته‌ها و پیام‌هایی که خودم برای دیگران گذاشته بودم. انگار دنبال خودم بودم که سال‌ها فراموش شده، در میان شلوغی‌ها و هیاهوی این زندگی که دچار رخوت و کرختی شده، گم شده، فراموش شده. چقدر دلم برای آن آدم‌ها تنگ شد، برای آبی آسمانی (لی‌لا)، سیمیاگر (ابوذر)، همسفران (بهنام)، امید، واثق، نگار، نرگس شقایق قاصدک، مهر شفق و تا شقایق هست می‌مانم، ... اینقدر حالم دگرگون شد از خواندن پیام‌های تک‌تک‌شان در پای نوشته‌هایم که گفتنی نیست. دلم برای درددل‌های آن روزهایمان تنگ شده. کجائید رفقای نادیده قدیمی؟!


/ 4 نظر / 26 بازدید
tanhataryn

فکر نمیکنم کسی مونده باشه،ولی تا شقایق هست رو توی اینستاگرامم دارمش...کلا وبلاگ های 16 ساله ما همه خاطرات گذشته ما هستند...

tanhataryn

تا شقایق هست برای خانم نرگس بابایی بود که شاعر هم بودند،نمی دونم شاید یادش نباشه...ما قدیمی مانده ایم...

cloudy-marble

چه غمی داره این پست...یعنی منم 16 سال دیگه با همین حال میام و به وبلاگم سر میزنم؟ فکر کنم اون موقع انقدر همه چیز جدید شده باشه که خیلیا حتی ندونن وبلاگ چی هست.

skyblue

سلام رهای عزیز البته که به یادت دارم. ولی خدایا چقدر عجیبه ... دنیای ما گویا فرسنگها با دنیای امروزیه اینیستا و تلگرام و ... فرق کرده... ما هم آدمهای دیگه ای شدیم. اما نوشتن هر جا که باشه ارزشمنده ... کلمات چوبهای جادویی ما ستن که میتونن بخشی از وجود تاریک مون رو روشن و زنده نگه دارن. خوشحالم که هستی.