کاش اونجا بودم

بی‌مقدمه، از ديدن اين عکس‌ بی‌اندازه لذت بردم، بقيه‌ی عکس‌ها رو می‌تونيد اين‌جا ببينيد. ياد عکسی افتادم که چند ماه پيش، از پنجره‌ی اتاقم گرفتم. يک بعد از ظهر زيبای پاييزی با يک رنگين‌کمان زيباتر شده بود. اون روزهايی بود که همه‌اش از در و ديوار عکس می‌گرفتم و کلی ذوق داشتم. اين عکس گرفتن من هم گاهی باعث دردسر و يا اخم و تخم اطرافيان می‌شه که بسه ديگه. يا اين‌که آخه اين موضوع هم عکس گرفتن داره و يا ...

دلم می‌خواد از اين حسی که الان دارم بنويسم. دلم می‌خواد از بهار بنويسم. دلم می‌خواد از چيزهای قشنگی که می‌بينم بنويسم. شايد يک پست ديگه، وقتی که درس نداشتم. مدت‌هاست که دلم برای نوشتن خيلی تنگ شده.

rainbow_elam_1.jpg

/ 4 نظر / 4 بازدید
يک نفر

اگه يک چند تا سوغاتی توی اين عکس بود که عالی می شد اما از شوخی گذشته ... تصاوير هميشه مديوم های خوبی برای انتقال احساسات درونی ما هستند ... مديوم هايی دست نيافتنی و رويايی .

امیر

باورنکردنيه اين عکس کاملاْ طبيعيه؟ واقعاْ در يک کلام بايد گفت قدرت خدا و سکوت کرد و تنها نظاره کرد البته اين حس منه! موفق باشی BYE

لی لا - آبی آسمانی

سلام نازنينم:) آمده بودم اينجا. آمدم که بگويمت اما روم نشد. سختم است بازگشتم را جار بزنم که هنوز نميدانم هستم يا نه... از يک چيزهائی خيلی می ترسم يکيش همين نوشتن است که بی مهار ميشود گاهی... نوشته هايت خيلی بهتر و قشنگتر شده اند. دلچسب بود تر هم شد :) عکسها چقدر جالب بودند. محشر ... من هم يک رنگين کمان خوشگل را عکاسی کردم. حيف دوربين حرفه ای باهام نبود اما بالاخره دوربين گوشيم بدرد خورد :) قيافه ی بلاگت هم خيلی خوشگل شده :) به نظر من که تو اين يک سال پيش رفته ای رهای عزيزم.

ard

سلام دوست عزيز/ در مورد مطلب بالايی کار درست و به جايی است و عمر اين برنامه را دير يا زود جلوه نمی دهد/ موفق باشی