مسلمانی


دیشب اصلا خوابم نمیومد. در عین حالی که به شدت بی حوصله بودم. حس عجیبی داشتم که به نظر میاد یه مدتیه می خواد منو اذیت کنه، طوری که حوصله هیچ چیز و هیچکس رو نداشته باشم. طوری که همه رو از خودم برنجونم. نمی دونم چرا باید برای هرچیزی توضیح بدم. چرا بی حوصله ام، چرا به دوستام تلفن نمی کنم، چرا نمی خوام باهاشون بیرون برم، چرا و چرا و ... بگذریم ...

دیدم خوابم نمی بره، حوصله کتاب خوندن هم نداشتم. حتی نمی خواستم چراغ رو روشن کنم. رفتم سراغ تلویزیون و روشنش کردم. هی توی این کانال و اون کانال گشتم شاید چیز بدرد بخوری برای دیدن پیدا کنم. شبکه 4 یک برنامه به زبان انگلیسی داشت. البته ساخت وطن بود. می خواستم کانال رو عوض کنم که یه تصویر نظرم رو جلب کرد. تمام حواسم متوجه اون شد. یادم افتاد که همین یکی دو روز پیش توی یه وبلاگ مطلبی رو در باره اون خونده بودم. کاش اون برنامه رو از اول دیده بودم. شیفته شخصیت اون آدم شدم. حالا هم می خوام که عینا از نوشته های اون وبلاگ نقل کنم.دنیای عجیبیه و عجیب تر از اون دنیای انسانهاست. مثلا ما هم مسلمانیم ...



از وبلاگ iProDev.NET بخوانيد :

img25779.jpg


امشب (سه شنبه شب) از شبکه اول سيما ساعت ۱۱ شب برنامه اي پخش کرد، اگه نديدين فردا ساعت ۶ بعدازظهر همون شبکه يک تکرارشه و يا تو اين لينک آنلاين ببينين (برا دوستاي خوبم تو خارج از ايران) که من شديداً به حال خودم و خيليهايي که مثل خود من هستن تاسف خوردم. حالا از ديگران ميگذرم و فقط در مورد خودم ميگم. البته کمي خودموني تر!
اين برنامه اي که ازش صحبت ميکنم در مورد يه مرد بود. مردي که واقعاً بزرگه! فرزند ثروتمندترين مرد ايتاليا :::ادوآرد آنيلي:::: مردي که مسلمونه و من از امشب شرمم مياد بگم مسلمونم!
حتماً ميپرسين چرا؟
بخدا تو همين دوره و زمونه بايد نشست و برا غريب بودن خدا زار زار گريه کرد، نميدونم چجوري بگم براتون!؟!؟ يه جورايي چت کردم! من و شما نام خيلي آدماي بزرگ رو شنيديم که برا هميشه نامشون تو تاريخ ثبت شدست... اما خيليا هم که هستن که نام و نشان تو گمنامي و بي نشاني دارن!
ادواردو کسي که تو سن ۲۰ سالگي به اسلام رو مياره و شرمش ميشه و شايدم از ترس اسم و رسم خانوادگيش بگه من مسلمونم. در هر صورت داستان زندگي عجيبي داره. پدر ادواردو موسس باشگاه يوونتوس و همينطور مدير عامل شرکت فيات و فراري و ... کلي چيز ديگست که همنقدر کفايت مي کنه بگم در آمد يکسال اون برابر با درآمد حاصل از فروش سه سال نفت ايرانه!
اون پس از اينکه از ارث و ميراث محروم ميشه بخاطر عقايدش نسبت به خدا مدتي هم تحريم و در ويلايي؛ دور از مردم تبعيدش ميکنن. چون افراد ديگر خانواده به عنوان ميراث دار خانواده آنيلي انتخاب شدن، اون نسبت به اين مساله اعتراضاتي رو ميکنه و خودش رو تنها فرزند آنيليها معرفي ميکنه! اما با درست کردن پاپوشي براي او در زمينه هروئين مردم ايتاليا کمي متقاعد ميشن اون وارث خوبي نميتونه باشه. ادواردو که پول براش اهميت زيادي نداشته و به آيات قرآن علاقه زيادي داشته يک هفته قبل از فوت (يا بهتر بگم شهادتش) تصميم ميگيره به قم بياد و ادامه تحصيل کنه، هر چند که تحصيل دانشگاهي خودش رو به اتمام رسونده!
خدايا من نمک خور نمکدون شکنم! تا حالا شده تو بدترين شرايط گير کنين و التماس خدا رو کنين کمکتون کنه. ديگه نميخوايم اعتراف کنيم برا کسي. خودتي و خودت! برا من که خيلي پيش اومده. اما واي بر من. لحظه اي نگذشته که به هدفم رسيدم نا سپاسي رو شروع کردم. نميخوام از عصر شتر و کوير و اينها بگم! که اگه بخوام بگم معرفت اونا بيشتر از ما بوده! ما پز دين رو خيلي قشنگ ميديم، ما افيه دينداري رو خيلي خوب استاديم، از دينداريمون پول در مياريم و ميخوريم... واي خداجون ببخش منو. يه مرد ثروتمند دنيا بي خياله تمام مال و املاکه دنياييش ميشه و تو رو به همه اونها ترجيح ميده و آخرشم بخاطر همين از رو پلي که مالکش پدرشه، با ارتفاع يکصد متر نقش بر زمين ميشه، و با تو معامله ميکنه، معامله اي اخروي و ابدي... و چقدر غريبانه و مظلومانه...
ادواردو هيچ وقت نفي دينهاي ديگر رو نميکنه و با مردم ستيز نميکنه و تفتيش عقايد نميکنه و همه بنده هاي خدا رو دوست داره و به همه آفريده هاي خدا عشق مي ورزه. و وقتي هم به حضور امام خميني (ره) تو تهران مشرف ميشه، حضرت امام بوسه اي بر پيشاني اون ميزنه. (تو حاشيه:امروز که تصاويري از امام پخش ميکرد تلويزيون دلم براش تنگ شد. عجب انسان کاملي بود)، اونوقت من دين رو متضاد با زندگيم ميبينم! و سد راهي برا رسيدن به اهدافم.
با چه رويي از خدام طلب عفو کنم. حاضر نيستم حداکثر ۱۰ دقيقه از زمان روزم و صرف فقط خوندن نمازهام کنم و زورم مياد. اونوقت يه نفر تو ايتاليا اونم از چه خانواده اي روزي از روزهاش شب نميشه تا کلام خدا همون قرآن رو مطالعه نکنه، و اونو انيس و مونس خودش ميدونه. واي بر من که قرآن جز تزئين کتابخانه کمدم و يا بهتر بگم جز خاک خوردن تو کمد کتابهام کاربرد ديگه اي نداره.
خيلي طولاني شد. شرمنده... به همون خدايي که از ته قلبم دوست دارم باهاش آشتي کنم اما شرمم مياد، چون پيشش رو سياهم و فقط به کرمش دلم و خوش کردم، قسم ميدم که با خودتون لجبازي نکنين، و بياين با خدا آشتي کنيم.
من ميدونم که خيليا الان تو ذهنش مياد که اينم يه خدعه است؛ اينم يه نيرنگه؛ اينم يه بازي با کلمات دينيه؛ بابا تا کي مي خوايم با خودمون لج بازي کنيم؟؟؟ تا کي دوست داريم بي صاحب باشيم؟؟؟ تا کي؟؟؟ دوست دارم اوني که من و خلق کرده و يه روزي هم ميبره از اين دنيا، با ياد اون دلم آروم بشه، که همانا با ياده اونه که دلها آروم ميشه و بقول يه دانشمند اگه ديدي با ياد اون دلت آروم نشد بدون اونکه بهش دل بستي خدات نيست و فقط...
ادواردو مطالعه زياد کرد و به خدا و دين اسلام رسيد، اما ما چون پدر و مادرمون مسلمون بودن اين ديني شديم. خداجون قدرتي بده تا بتونم تو رو اونجوري که هستي بشناسم و ايمان علمي و عملي بهت بيارم و جهت همه هدفهام تو باشي و بس.


/ 2 نظر / 2 بازدید
فانوس

رهاي نازنينم، دوست بسيار عزيزم. خوشحالم كه به فكر ميريم. اما من يه ايده اي دارم كه براي خودم محترمه. من اسمم مسلمونه ، اما كارام به هيچ ديني نميخوره . من برداشتي كه از دينها دارم رو (در حد خودم) سعي ميكنم كه عمل كنم . اين مهم نيست كه آدم چه مليتي داشته باشه و پيرو كدام دين . مهم اينه كه انسان ، آزاد و حقوق ديگران رو رعايت كنه. باور كنيم كه ما هيچ كدوممون مسلمون نيستيم.

مرتضی

ما در درون سینه هوایی نهفته ایم بر باد اگر رود دل ما زان هوا رود